تبلیغات
معرفی مدلهای ایران . عکسای سکسی . داستان . کلیپ

معرفی مدلهای ایران . عکسای سکسی . داستان . کلیپ
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد  
نویسندگان
نظر سنجی
هات ترین مدل ایران؟








دوستانم حتما نظر بدید تا عکسهای بیشتری از مدلها بگذارم . نظر یادتون نره هااا

حتما در نظر سنجی شرکت کنید




[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 03:19 ب.ظ ] [ معین ]
leyla milanileyla milani modelleyla milani deal or no dealleyla milanileyla milani lingerie leyla milani deal or no deal


[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 03:17 ب.ظ ] [ معین ]
Bahara Golestanibahara golestani nakedBahara GolestaniBahara GolestaniBahara GolestaniBahara GolestaniBahara GolestaniBahara GolestaniBahara GolestaniBahara Golestani bahara golestani nakedbahara golestani boobs bahara golestani boobs bahara golestani russian bahara golestani nude bahara golestani boobs bahara golestani boobs bahara golestani afqan bahara golestani afghan bahara golestani persian bahara golestani bikini bahara golestani bikini bahara golestani lingerie bahara golestani naked bahara golestani nude bahara golestani ass bahara golestani naked


[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 03:14 ب.ظ ] [ معین ]
Shaghayegh Claudia Lynx Shaghayegh CLAUDIA Lynx CLAUDIA Lynx CLAUDIA Lynx Iran CLAUDIA Lynx Iranian Model CLAUDIA Lynx Persian Model claudia lynxclaudia lynx before claudia lynx before iranian claudia lynx before surgery claudia lynx eyes


[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 03:13 ب.ظ ] [ معین ]
tala golzar persian


[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 03:10 ب.ظ ] [ معین ]
نادیا بیورلین (Nadia Biorlin) (زاده ۲ اوت ۱۹۸۰) هنرپیشه سینمای هالیوود می باشد.
او در نیوپورت ایرلند از پدری سوئدی و مادری ایرانی تبار متولد شده و در مدرسه هنر در نیویورک مشغول به تحصیل می باشد.

Nadia Bjorlinnadia bjorlinnadia bjorlinnadia bjorlin persian modelnadia bjorlin iraniannadia bjorlin modelnadia bjorlin



[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 03:06 ب.ظ ] [ معین ]
آیلار دیانتی لی ۱۲ فوریه ۱۹۸۴ در تهران با نام هنری دیانا بازیگر سابق فیلمهای پورن و مُدل ایرانی-نروژی است. وی متولد شهر تهران است، به زبان نروژی تسلط کامل دارد و زبانهای انگلیسی و فارسی را تا حدودی صحبت می کند. او هم اکنون بازیگر موزیک ویدئو و خواننده می باشد.
Aylar Dianati LieAylar Dianati aylar lieaylar lie persian modelaylar modelaylar dianati lie iranian



[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 03:02 ب.ظ ] [ معین ]

پیمان معادی بازیگر فیلم جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی در نامه ای به وی، به واکنش هنرمندان بزرگ سینمای جهان به این فیلم پرداخت.

 

در این نامه آمده است:

از زمان بازگشتم از مراسم گلدن‌گلوب و حلقه منتقدان لس‌آنجلس که همراه با تو و فیلم‌مان در آن حاضر بودم، می‌خواستم این نامه را بنویسم؛ اما تلاش برای آماده شدن فیلم اولم «برف روی کاج‌ها»، مجال مناسبی باقی نگذاشت.

… در مراسم پایانی جشنواره فجر، وقتی فیلمم جایزه بهترین فیلم از نگاه مردم را می‌گرفت، یاد تو افتادم. تو که همیشه قدردان مردم سرزمینت، سرزمین‌مان، بودی و هستی؛ و با خودم گفتم حالا وقت این نامه است. همین انگیزه برای من کافی است تا این نامه را بنویسم و منتشر کنم.

وقتی توماس لانگمن پسر کلود بری، کارگردان و تهیه‌کننده مشهور و تازه درگذشته فرانسوی که خودش تهیه‌کننده فیلم آرتیست و برنده انبوهی جایزه است، می‌گفت همه دارند از محصول من تعریف می‌کنند اما وقتی فیلم تو را دیدم، آرزو کردم که کاش من آن را تهیه کرده بودم، همه چیز داشت معنای کامل‌تری پیدا می‌کرد.

وقتی براد پیت می‌گفت شب قبل از برگزاری جلسه مطبوعاتی گلدن‌گلوب، دی‌وی‌دی جدایی نادر از سیمین را در دستگاه گذاشته‌اند و در میانه‌های همان صحنه دادگاه اول فیلم، آنجلینا جولی با دیدن آن جدل زناشویی فیلم را نگه داشته، متاثر شده، فاصله‌ای انداخته و بعد از چند لحظه باز تماشا را ادامه داده‌اند، اطمینانم بیشتر شد.

وقتی آنجلینا جولی درباره کار بعدی‌ات پرسید و ساده و راحت درخواست کرد که در فیلمت بازی کند و در پاسخ حرفت که گفتی شخصیت زن فیلمت فرانسوی زبان است و گفت تا آن تاریخ می‌تواند زبان فرانسه یاد بگیرد، من غرق در غرور شدم.

گفتی نمی‌خواهم بگویم شرایط فیلمسازی در کشورم آرمانی است، اما تصویری هم که شما از فیلمسازی در ایران دارید، خیلی دقیق نیست. این حرف‌هایت وقتی یادم آمد که لابه‌لای حرف‌ها و کارها و مصاحبه‌های مختلف، به من راجع به طرحی می‌گفتی که قرار است در آینده در تهران بسازی و آن را خیلی دوست داری.

حرف دیگرت که باز به تشویق حاضران آن جلسه انجامید، همان بود که گفتی تفاوت‌های مردمان نقاط مختلف دنیا بسیار کمتر از شباهت‌هایشان است، اما به نفع سیاست است که تفاوت‌ها و فاصله‌ها را بیشتر جلوه دهد و بر آنها تاکید کند.

در خود مراسم، چه حال خوبی بود وقتی من هم مثل میلیون‌ها ایرانی حرف‌هایت را موقع دریافت جایزه شنیدم. از آن بالا که چشم می‌انداختی، می‌دیدی
همه بزرگان سینما که عمری کارهایشان را دیده‌ای و درباره‌شان خوانده‌ای، بهت زل زده‌اند؛ و انگار عشق و انرژی مردم ایران باعث شده بود ما آنجا محکم بایستیم. آن لحظه‌ای که تو از مردم یاد کردی، می‌دانستم میلیون‌ها نفر در کشورمان هم به ما زل زده‌اند و تو به پشتوانه عشق‌شان، به جای هر عزیز دیگرت از آنها یاد کردی؛ و راستش اصغر، آن بالا چه حالی داد ایرانی بودن.

برای همین امید، اشتیاق و افتخار است که می‌خواهم با صدایی صد بار بلندتر از آن فریادی که بعد از جایزه گرفتنت در جشنواره برلین، در سالن برلیناله پالاس برآوردم، فریاد بزنم:

«اصغر؛ خیلی چاکریم!»




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 01:27 ب.ظ ] [ معین ]

فان پاتوق اورارد کانیون ۵۵ ساله ، از بریتانیا قادر به گرفتن یک زن واقعی نمی باشد، در یک نقطه در زندگی خود او تصمیم به گرفتن یک زن مصنوعی کرد.

او همیشه علاقه مند به مانکن های مغازه بوده است، اما از آنجایی که آنها به سختی سنگ هستند، او تصمیم گرفت تا با چیزی که به همان خوبی است ، اما انعطاف پذیرتر باشد ازدواج کند . او در حال حاضر با نه عروسک های واقعی زندگی می کند …

وی ربکا، را به عنوان اولین زن مصنوعی، خود در سال ۲۰۰۰ خریداری کرد. تا سال ۲۰۰۴ که او تصمیم به گرفتن عروسک دوم خود کرد.

او می گوید که این نوع عروسک ها بهترین چیزهایی که شما می توانید با هر مقدار پول خریداری کنید،با این حال،او ۵۰۰۰ پوند برای عروسک های اول خود را پرداخت کرد.

 




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 01:20 ب.ظ ] [ معین ]

آیت الله هاشمی اوایل انقلاب در حال تمرین تیراندازی با کلت کمری




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ معین ]

روایت جالب رضا کیانیان از شب زفاف یک زن وشوهر خجالتی و تعارفی
رضا کیانیان گفت وگویی با ماهنامه صنعت سینما کرده ودربخشهایی از این گفت وگو گفته خاله وشوهر خاله او بسیار تعارفی هستند و تا آخر عمر در نهایت ادب به هم تعارف می کردند .مثلا وقتی خاله ام می خواست جلوی شوهر خاله ام چای بگذارد شوهر خاله ام می گفت چرا زحمت می کشید؟یا خاله ام می گفت قند بیاورم برایتان یا نبات؟شوهر خاله ام می گفت :راضی نیستم خودم بر می دارم . کیانیان در ادامه گفته :دوستی می گفت عمه وشوهر عمه من هم در تمام عمر همین قدر تعارفی بودند.من زمانی از عمه وشوهر عمه ام پرسیدم :حاج آقا بااین همه ادب وتعارف شب زفاف چه کردید ؟گفت :من وعمه ات را بردند حجله ودررا قفل کردند .عمه ات آن سمت نشست و من سمت دیگر .رخت خواب هم پهن بود .اما هیچ کدام جرات نداشتیم به هم نگاه کنیم بعد از یک ساعتی عزمم را جزم کردم .رفتم به سمت عمه ات وروبنده اش رابرداشتم .عمه ات آنقدر خجالت کشید و قرمز شد که من نفسهایم به شماره افتاد و به جای خودم برگشتم .یک ساعت دیگر گذشت ومن عزمم را جزم کرد م واین بار کنارش نشستم و گونه اورا بوسیدم .عمه ات هم می گفت :قربون لب ودهنتون چرا زحمت میکشید؟

 




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 01:13 ب.ظ ] [ معین ]

آیشواریا ( ستاره سینمای هند ) قبل و بعد از گریم و آرایش!

 




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 01:01 ب.ظ ] [ معین ]



[ چهارشنبه 2 فروردین 1391 ] [ 05:07 ب.ظ ] [ معین ]
در قرون وسطا كشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود میكردند.
فرد دانایی كه از این نادانی مردم رنج میبرد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این كار احمقانه باز دارد تا اینكه فكری به سرش زد ..
به كلیسا رفت و به كشیش مسئول فروش بهشت گفت: قیمت جهنم چقدره؟
كشیش تعجب كرد و گفت: جهنم؟!
مرد دانا گفت بله جهنم.
كشیش بدون هیچ فكری گفت: 3 سكه.
مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت كرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.
كشیش روی كاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم!
مرد با خوشحالی آن را گرفت و از كلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم را خریدم این هم سند آن است؛ دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ كس را داخل جهنم راه نمیدهم .



[ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 11:51 ق.ظ ] [ معین ]
ﺣﺎﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﺧﻲ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺑﺎﺯﺩﻳﺪ ﻣﯽ

ﻛﺮﺩ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺍﺯ ﻣﺤﻠﻪ ﻣﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩ:

ﺷﻜﺎﻳﺖﻫﺎﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﻭ ﺁﺷﻜﺎﺭﺍ

ﺑﺎﺯﮔﻮﻳﻴﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﻧﺘﺮﺳﻴﺪ، ﻛﻪ

ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻫﺮﺍﺱ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ!

ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻦ ـ ﺣﺴﻦ ـ ﮔﻔﺖ: ﻋﺎﻟﻲ ﺟﻨﺎﺏ!

ﮔﻨﺪﻡ ﻭ ﺷﻴﺮ ﭼﻪ ﺷﺪ؟ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻣﺴﻜﻦ ﭼﻪ

ﺷﺪ؟ ﺷﻐﻞ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﭼﻪ ﺷﺪ؟ ﻭ ﭼﻪ ﺷﺪ

ﺁﻥ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻭﻱ ﺑﻴﻨﻮﺍﻳﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﻳﮕﺎﻥ ﻣﻲ

ﺑﺨﺸﺪ؟ ﻋﺎﻟﻲ ﺟﻨﺎﺏ! ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﺮﮔﺰ،

ﻫﻴﭻ ﻧﺪﻳﺪﻡ!

ﺣﺎﮐﻢ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﻨﺎﻧﻪ ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ

ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﺪ؟ ﺁﻳﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻣﻦ

ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ! ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻡ ﻛﻪ

ﻣﺮﺍ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﺁﮔﺎﻩ ﻛﺮﺩﻱ، ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﻧﺘﻴﺠﻪ

ﻧﻴﻜﻮ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺩﻳﺪ.

ﺳﺎﻟﻲ ﮔﺬﺷﺖ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺣﺎﮐﻢ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻳﻢ،

ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺷﻜﺎﻳﺖﻫﺎﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﻭ

ﺁﺷﻜﺎﺭﺍ ﺑﺎﺯﮔﻮﯾﻴﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﻧﺘﺮﺳﻴﺪ،

ﻛﻪ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺍﺳﺖ! ﻫﻴﭻ ﻛﺲ

ﺷﻜﺎﻳﺘﻲ ﻧﻜﺮﺩ، ﮐﺴﯽ ﺑﺮﻧﺨﺎﺳﺖ ﮐﻪ

ﺑﮕﻮﯾﺪ: ﺷﻴﺮ ﻭ ﮔﻨﺪﻡ ﭼﻪ ﺷﺪ؟ ﺗﺎﻣﻴﻦ

ﻣﺴﻜﻦ ﭼﻪ ﺷﺪ؟ ﺷﻐﻞ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﭼﻪ ﺷﺪ؟

ﭼﻪ ﺷﺪ ﺁﻥ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻭﻱ ﺑﻴﻨﻮﺍﻳﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ

ﺭﺍﻳﮕﺎﻥ ﻣﻲﺑﺨﺸﺪ؟ ﺗﻨﻬﺎ ﺻﺪﺍﺋﯽ ﺍﺯﻣﯿﺎﻥ

ﺟﻤﻊ ﮐﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻋﺎﻟﻲ ﺟﻨﺎﺏ؟! ﺩﻭﺳﺖِ

ﻣﻦ ـ ﺣﺴﻦ ـ ﭼﻪ ﺷﺪ¤¤¤¤¤ فك كنم همه منظور را فهمیدن¤¤¤¤ خوشتون اومد بزنین اون

تشكر

قشنﮕه را!!



[ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ معین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

سلام به همگی . ممنون که به وبلاگ ما اومدین...
لطفا با نظراتتون به بهترشدن وبلاگ خودتون کمک کنین.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
قالب بلاگفا حافظ پارس خودرو

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس